یادگیری پروژه محور

 

یادگیری پروژه محور الگویی است که یادگیری را بر محور پروژه ها سازماندهی می کند. بر اساس تعریفی که در راهنمای این روش برای معلمین مطرح شده، پروژه ها فعالیتهای پیچیده ای هستند بر اساس سوالات یا مسائل چالش بر انگیز که دانش آموزان را درگیر کار طراحی، حل مسئله، تصمیم گیری، و فعالیتهای تحقیقی می کنند؛ به دانش آموزن فرصت کار نسبتا مستقل را در بازه های طولانی زمانی می دهند؛ و در پایان منجر به تولیدات و یا ارائه های واقع گرایانه می شوند. تعریف های دیگری که در ادبیات یافت می شود شامل محتوای موثق، ارزیابی موثق، تسهیل و نه دستورالعمل از طرف معلم، اهداف آموزشی شفاف ، یادگیری مشارکتی، باز اندیشی، و دربرگیری مهارتهای بزرگسالان . این تعدد تعاریف باعث می شود که افراد مختلف برداشتهای متفاوتی از این مفهموم داشته باشند، بر ویژگی های متفاوتی از آن تاکید کنند، و در نتیجه روشهای عملی متفاوتی برای پیاده سازی آن به کار گیرند. برای مثال در مورد میزان استقلال دانش آموز و میزان جزئیات دستورالعمل هایی که معلم می تواند براش شاگردانش فراهم کند توافق نظر کاملی وجود ندارد.

 

بنیان های نظری

 

یادگیری پروژه محور پیشینه ای طولانی دارد. در اوایل سالهای 1900، جان دیوی با پشتیبانی از نظریه "یادگیری با انجام دادن" در واقع به مفهومی شبیه یادگیری پروژه محور اشاره کرده است. این گرایش همچنین در مکتب ساختارگرایی هم بازتاب داشته.

ساختارگرایی توضیح می دهد که افراد دانش را از طریق ارتباط با محیطشان می سازند و ساختار دانش هر فرد با دیگری متفاوت است. در نتیجه در جریان تحقیق، صحبت یا دیگران، یاانجام فعالیت های مختلف، هر فرد در حال یادگیری از طریق ساخت دانش تازه بر مبنای دانسته های قبلی خود است. همانطور که قابل انتظار است، این مفاهیم در واقع پایه های یادگیری پروژه محور و رویکرد آن به آموزش و یادگیری هستند.

یکی از دانشمندانی که با نظریه هایش در مورد یادگیری به توسعه یادگیری پروژه محور کمک کرده استسیمور پپرت، ریاضیدان دانشگاه ام آی تی است. او معتقد است که علت زدگی دانش آموزان از مدرسه، سلسله مراتب غلط آشنایی آنها با مفاهیم مختلف است. او معتقد است که به جای اینکه ابتدا به دانش آموزان مفاهیم انتزاعی فیزیک و ریاضی و شیمی درس بدهیم، و بعد فقط در دانشگاه مهندسی را معرفی کنیم، بهتر است با مهندسی شروع کنیم. یعنی که دانش آموزان ابتدا با کاربرد این مفاهیم به طور عملی آشنا شوند و در نتیجه هنگام مطالعه مباحث انتزاعی تر بتوانند ارتباطی بین دروس جدید و تجربه هایشان برقرار کنند.

ویژگی ها

 

به نظر مدافعین این روش، یادگیری پروژه-محور یک رویکرد پویا به تدریس است که در آن دانش آموزان مسائل و مشکلات دنیای واقعی را کندوکاو می کنند و همزمان، با شرکت در فعالیتهای گروهی مهارتهای فراتر از برنامه درسی به دست می آورند. چون این روش متمرکز بریادگیری فعال دانش آموزان است، آنها را تشویق به فهم عمیق تر دانش پیش رو می کند. تحقیقات همچنین نشان داده است که دانش آموزان با احتمال بالاتری نسبت به روشهای سنتی کتاب محور مطالب آموخته شده در این روش را به خاطر می سپارند. علاوه بر این شرکت در فعالیت های گروهی و مستقل باعث افزایش اعتماد به نفس و اراده شخصی دانش آموزان می شود. در فرایند انجام پروژه ها، دانش آموزان مهارتهای سازماندی و تحقیقشان را دقیق تر می کنند، ارتباط موثر تری با همتا هایشان و با بزرگتر ها برقرار می کنند، و معمولا در جامعه یا محله خودشان کار می کنند و اثرهای مثبت فعالیتشان را می بینند. چون دانش آموزان بر اساس پروژه هایشان ارزیابی می شوند (به جای معیار های محدود مورد استفاده در امتحانات، مقاله ها، و گزارشها) معمولا کارشان برایشان معنا دار تر است. آنها خیلی سریع متوجه می شوند که چطور کار درسی می تواند به مسائل زندگی واقعی مرتبط شود و حتی ممکن است که برای انتخاب شغل یا شرکت در فعالیت های اجتماعی که به پروژه شان مربوط است انگیزه پیدا کنند.این رویکرد به آموزش همچنین به دانش آموزان این امکان را می دهد که ارتباط رشته های مختلف درسی را با هم ببینند و در نتیجه بتوانند از دانایی ها، مهارتها، و استعداد هایشان در هر کدام از آنها برای یادگیری بهتر بقیه درسها استفاده کنند. به عبارت دیگر، درگیر شدن با مسائل واقعی باعث می شود که دانش آموزان بتوانند از دسته بندی های ساختگی علوم فراتر بروند.

منبع:ویکی پدیا