کیلپا تریک مبدع روش پروژه(1871-1965)

 flickr.com

صاحب عنوان پدر آموزش و پرورش پیشرفته و مبدع روش پروژه. او شاگرد، همکار و پشتیبان پرحرارت دیویی و از پیروان محض عملگرایی است. کلاس‌های درس او در دانشگاه کلمبیا رونق خاصی داشت. برای همین لقب فوق‌الذکر را به او داده بودند، چرا که دانشگاه از این طریق صاحب درآمدهای کلانی می‌شد. او از پیشروان تربیت کودک محور است. به نظر او کلید آموزش ابتدایی، فعالیت آزاد است که عمدتاً بر آزمایش و تجربة مستقیم، معلومات عمومی و زمان حال مبتنی است. اینگونه آموزش در سه گام صورت می‌پذیرد:

1) فراهم ساختن فرصت برای زیستن

2) فراهم آوردن تجربه های یادگیری

3) فراهم کردن شرایط برای رشد و تکامل مَنش شایسته

کیلپاتریک برای رسیدن به اهداف تربیتی خود، شیوه نوینی را ابداع کرد که به روش پروژه مشهور است. در این روش موضوع با نظر مشترک معلم و دانش‌آموز انتخاب، بررسی و موردمطالعه قرار می‌گیرد. در واقع روش پروژه، روشی است که بر رغبت‌های دانش‌آموز مبتنی است با این شرط که معلم برای هدایت و نظارت و جلوگیری از منحرف شدن جریان آموزش حق وتو دارد.

 ویلیام کیلپتریک و روش پروژه 

روش پروژه کیلپتریک اتکای آموزش وپرورش سنتی را بر آموزش کتاب محور مردودی انگاشت با اینکه کیلپتریک خود ستیزه نبود ولی معتقد بود که کتاب نمی تواند جانشین برای یادگیری از راه زندگی باشد. زیانبارترین وجه کتاب زدگی در سلطه کتاب درسی در آموزش سنتی یافت می شود. معلمان به طور انحصاری به اطلاعات کتب درسی تکیه می کنند این امر غالباً به تجارب دست در دومی می انجامد که به صورت مکانیکی سازماندهی شده اند. دانش آموزی که در مدرسه سنتی موفقیت کسب می کند غالباً گرایش کتاب محورانه دارد و در حفظ کردن مطالب موفقیت دارد، نه ضرورتاً در درک آنچه می خواند.

در برابر ماهیت مکانیکی آموزش وپرورش سنتی کتاب محور، روش پروژه کیلپتریک به این منظور طراحی شده بود که پیشرفتگرایی سازنده ای را در راستای خطوط آزمایشگرایی توضیح دهد. در روش پروژه دانش آموزان می بایست کار خود را در قالب فعالیت ها یا پروژه هایی که زمینه ساز تلاشهای هدفمند باشند، طراحی، هدایت و اجرا کنند. روش پروژه در صورتبندی تئوریکی به عنوان روشی مشکل کشایانه قلمداد می شود. دانش آموزان چه به صورت فردی و چه گروهی مسائل را که در تجربه هایشان ظهور می کنند، تعریف می کنند. یادگیری وظیفه مدار خواهد بود به این معنی که موفقیت از طریق حل مسأله و آزمودن راه حل از طریق عمل کردن بر پایه آن حاصل می شود. عملی که از طراحی هدفمندانه ناشی شود با آزمودن عملگرایانه همخوانی خواهد داشت و برپایه پیامدهایش مورد قضاوت واقع می شود.فرد تربیت یافته ای که کیلپتریک بر پایه همکاری هدفمند مد نظر داشت شامل مرد و زن مدوکرات بود چنین فردی از کرایش آزمایشگری برخوردار بود، تمایل دارد که تنها ارزشها و باورهای مد روش ر ا محک بزند. دانش آموزان از طریق روش پروژه با چگونگی اعمال شیوه های دموکراتیک بحث آزاد، اندیشه ورزی مستدل و دقیق،س تصمیم گیریهایی که حقوق اکثریت و اقلیت را محترم بدارد، و عمل که زمینه ساز دگرگونی آرام اجتماعی باشد آشنا خواهد شد.همزمان با جنبش و پیشرفتگرایی و ایدئولوژی پیشرو، فلسفه مدرن در برابر فلسفه سنتی به طور گزینشی اصول پیشرفتگرایی را در خود ادغام کرد. فلسفه جدید آموزش وپرورش رکن اساسی بارز بسیاری از برنامه های داشنگاه ها را رد زمینه آموزش وپرورش حرفه ای تشکیل می داد. در رویکرد نوین، وجوه اصلی عبارت بودند از:

1) مدارس بزرگتر که بخش های متعدد کلاس و تنوع بیشتر برنامه درسی را تسهیل می کرد.

2) تنوع برنامه درسی که بر غنای آموزش وپرورش می افزود.

3) گرایش به ایجاد مدارس راهنمایی یا مدارس میانی به عنوان مدارس مستقل این تحولات اغلب از حمایت پیشرفتگراها برخوردار بودند و به صورت بخشی از ایدئولوژی مدیران مدارس جدید در آمدند.

دیوئی و سایر دانشوران پیشرفت گرا دست به کار شدند تا فلسفه آموزش وپرورش را در مقابل داروینیسم اجتماعی تثبیت یافته هربرت اسپنسر، به ابزاری برای اصلاحات اجتماعی تربیتی تبدیل کنند.